محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4874

تاريخ الطبرى ( فارسي )

گويد : هنگامى كه بناى ديوار شهر در مجاورت خندق به سر مىرفت ابو حنيفه عهده دار كار بود . ختم بناى ديوار به سال صد و چهل و نهم بود . هيثم بن عدى گويد : منصور كار قضا و مظالم را بر ابو حنيفه عرضه كرد كه نپذيرفت ، منصور قسم ياد كرد كه از او دست نمىدارد تا كارى را عهده كند . اين را به ابو حنيفه خبر دادند ، پس نيى خواست و خشتها را براى كسى كه خشت زده بود شمار كرد . ابو حنيفه نخستين كس بود كه خشت را به كمك نى شمار كرد . بدين سان ابو جعفر را از قيد قسم آزاد كرد ، پس از آن بيمار شد و در بغداد بمرد . گويند : وقتى ابو جعفر دستور داد كه خندق را بكنند و بنا را آغاز كنند و پايه ها را محكم كنند بگفت تا پهناى ديوار را در پايين پنجاه ذراع كنند و در بالا بيست ذراع . به جاى چوب در فاصلهء رديفها ، دسته هاى نى در بنا نهاد و چون ديوار به مقدار يك قامت رسيد ، و اين به سال صد و چهل و پنجم بود ، خبر قيام محمد بود رسيد و كار بنا را رها كرد . احمد بن حميد بن جبله به نقل از جد خويش گويد : شهر ابو جعفر از آن پيش كه بنيان شود مزرعه اى بود از آن بغداديان [ 1 ] به نام مباركه كه در آن شصت كس بود كه عوضشان داد و راضىشان كرد . احمد گويد : جد من جبله قسمتى از آن عوض را گرفته بود . حماد ترك گويد : به دور شهر ابو جعفر از آن پيش كه بنيان شود دهكده ها بود : به سمت در شام ، دهكده اى بود به نام خطابيه از در درب النوره تا درب الاقفاص بعضى نخلهاى آن تا به روزگار مخلوع در خيابان باب الشام بود ، در راه ، و در ايام فتنه بريده شد . خطابيه از آن جمعى از دهقانان بود كه آنها را بنى فروه و بنى قنورا

--> [ 1 ] در نزديك محل شهر بغداد ، دهكده اى بوده بود به نام بغداد ، يعنى دادهء بغ ، يا باغ داد . م .